رضا قليخان هدايت

1263

مجمع الفصحاء ( فارسي )

به هر دو قدم فرش عالى سپردم * سرايندهء مدحت مهرگانى مرا برگزيد از بزرگان حضرت * حسين على مايهء كاردانى بزرگى كه مانند او كس نديدم * به آثار محمود زاولستانى جوانى ز بس نغز كارى به پيرى * چنان كز خرد پير بد در جوانى بزرگان همه هرچه بودند رفتند * ترا باد تا جاودان زندگانى ز خلق خوش تو همى بوى دارد * سحرگه نسيم گل بوستانى اين رباعيات از طرب نامهء اوست و رباعى اول در مدح ملك‌شاه است خاقان علم و كوس ملكشاه كشد * فغفور بساط شاه بر ماه كشد چيپال سراپرده و خرگاه كشد * قيصر بستورگاه درگاه كشد * * * زان مى خواهم كه خرمى را سبب است * نامش مى و كيمياى شادى لقب است سرخست چو عناب و ز آب عنب است * آبى كه بچهره آتش آرد عجب است * * * پيرامن روز قيرگون شب دارد * زير دو شكر سى و دو كوكب دارد بر سرخ‌گل از غاليه عقرب دارد * كان نوش دو ترياك مجرّب دارد * * * اى غاليه ساييده بما سورهء سيم * وز غاليهء تو سيم را رنگ و سيم بر رغم مرا نهادى اى در يتيم * ده تاج سيه بر سر ده ماهى شيم در وقتى كه با پيوند نامى ترك صاحب‌جمال تعشقى داشته و دست او را در زير سنگى نهادند و زخمهاى بسيار بر او زدند اين رباعى را وصف الحال خود گفته من مىبروم بيا مرا سير ببين * وين حال به صد هزار تغيير ببين سنگى ز بر و دست من از زير ببين * از يار بريدنى به شمشير بين خصم تو اگر باز ندارد ز تو چنگ * صدگونه براى تو برآميزم رنگ